سلام جوجو من قربون اون قد ٩mm برم من دیروز چه حالی داشتم بابایی ساعت 4 اومد دنبالم و رفتیم سونوگرافی تا دکتر اومد یک ساعت طول کشید وای چی کشیدم اینقدر آیت الکرسی خوندم و هی آب خوردم سومین نفر صدام زدن وای مردم روی تخت دارز کشیدم دکتر اومد خیلی ماه و مهربون بود چک کردو گفت 5/1 ماه هستی وبعد قلب قلب کوچیکتو چک کردو گفت الان صداشو واست میزام الهی من قربون اون صدای چیکلوپ چیکلوپش برم وای چه احساسی داشتم گریه ام گرفته بود ، ولی یکدفعه نیش مامانی تا بناگوش باز شد وقتی بابایی رو دیدم متوجه شدم خیلی نگران ولی به خاطر من هیچی نمیگه بهش گفتم جوجو من قلبش میتپه خیلی خوشحال شد قلب

وقتی رسیدم خونه عمو مهدی ، عمو محمد ، مادرجون و باباجون ، حاج خانم خیلی خوشحال بودن وعکس سونو رو نگاه میکردن گفتم جوجو هنوز خلاصه گل مامان خیلی خوشحال شدم صدای تپیدن قلب کوچیکتو شنیدم مامان مواظب خودت باش من که خیلی حواسم جمع زودی بزرگ شو قلب مامان به امید قلب تو میزنه گلم دیگه برو استراحت کن بای بای



تاريخ : ۱٢ خرداد ۱۳۸۸ | ٢:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان سمیه | نظرات ()

سلام سلامی به گرمی اهواز با دمای 51 درجه

از همه ممنونم که به خاطر اومدن این جوجو طلا  بهم تبریک گفتن وبه یادم بودن ، همه تون رو دوست دارم 2 شنبه باید برم سونو شماها  که خیلی گل هستین دعا کنید همه چیز خوب باشه ومن با خبرهای خوب بیام دوستتون دارمقلب



تاريخ : ٩ خرداد ۱۳۸۸ | ٢:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان سمیه | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.