با سلام به همه دوستان که میان وبه وب پسر ما سر میزنن .

گل پسر ما هم دیگه چیزی به اتمام 2سالگیش نمونده وهر روز که میگذره شیرین کاریهاش وشیرین زبونیهاش بیشتر میشه و دل ما رو بیشتر میبره واقعا دنیای قشنگی دارن بچه ها عاشق بچه هاست وبا اینکه دورو برش بجه نیست اگه پارک بریم ویا جایی که بچه باشه مثل بزرگها باهاشون رفتار میکنه مهربون وبامزه میره بغلشون میکنه وتند تند میبوسه همچنان عاشق ماشینش هست واینقدر قشنگ تمیزش میکنه وبه قول خودش تمی (تعمیر) وساعتها باهاش مشغول یا اینکه سوارش میشه ومیره سمت باباش ودست میکنه جیبش یعنی پول درمیاره ومیگه للام آآ بندین بدن (سلام آقا بنزین بزن ) عجیب عشق ماشین ودر روز چندین بار اسم ماشین باباجونش رو میاره مانی نومنه ماتین باباجون تعاب تد (مامان سمیه ماشین باباجون خراب شد ) عمو مهدی پنتر دت (عمو مهدی پنچرش کرد ) با اینکه هنوز بعضی از حروف رو توی جمله نمیتونه بچسبونه ولی با همه این احوالات منظور خودش رو میرسونه و کم نمیاره .

امکان نداره مشغول خوردن باشه وبه من نگه مانی نومنه بتین قدا بتور (بشین غذا بخور).

واقعا مهربون و رفتارهای اطرافیان واسش خیلی مهم در کل خیلی احساسی هست وبه هیچ عنوان نمیتونم حواسش رو پرت کنم واسش کارتهای خود آموز گرفتم وبا توجه به اینکه اصلا وقت ندارم زیاد باهاش کار کنم وقتی نشستم واسش توضیح بدم در کمال تعجب دیدم بیشتر کارتها رو بلده و کامل میگه که موضوعش چیه شمارش اعدا رو اگه باهم بشماریم به صورت یکی در میان تا 10 رو بلده ولی به تنهایی خیلی بامزه میگه 1‘2‘10 از پله ها که میاد بالا شروع به شمردن میکنه .

عاشق سی دی بانی نی هست ومن که کار دارم ومجبورم یه جوری سرش رو گرم کنم چیز خیلی خوبیه وتقریبا همه رو یاد گرفته وجلوتر از خودشون یاد آور میشه که الان چه اتفاقی میفته .

امان از روزی که باباش ابزار بیاره وسط دیگه ما بیچاره هستیم چون باید یه وسیله ای رو تعمیر بکنه ابزار واسش خریدم .لی قبولش نیست وواقعیش رو میخواد .

شعر کتاب حسنی رو کامل بلده وکتاب حیواناتش قورباغه میگه اور اور از حونه نتو دو ردور (قورباغه میگه قور قور از خونه نشو دور دور ) زنبور میگه : ویز ویز عتل نریز میز (عسل رو نریز روی میز) واقعا با توجه به اینکه من نمیرسم باهاش کار کنم یعنی وقتش رو ندارم پسر باهوشی هست وهمه چیز رو توی صحبتهای ما میگیره .

امکان نداره چیزی دستش باشه وبده  بهمون و نگه ممنون وقتی میگی دلم میخواد درسته قورتت بدم که اینقدر موادبی مامان .

بالاخره شیر شب رو ازش گرفتم وچقدر خوب کنار اومد واقعا گل پسری مامان که اینقدر خوب شیشه رو گذاشتی کنار وبا لیوان شیر میخوری هرچند شرطی شدی وتا شیر میارم میگه   تی دی  دورتینا (سی دی  چورچینها ) ولی باز هم من راضی هستم چون 5 ماه تمام روزی 400سی سی شیر پاستوریزه رو با قاشق بهت میدادم وقتی یادم میاد وفکرش رو میکنم میگم مادر بودن واقعا سخته ......... حالا مونده پروژه پوشک گرفتن که موندم که چه کنم سوال

وقتی میریم بیرون تا پلیس میبینه میگه آآ پلیته بیداره (یعنی میگه واسم بگو آقا پلیسه بیداره وقتی که ما خواب هستیم )خلاصه من هم باید بخونم تا برسیم به مقصد وخدا نکنه این وسط پارک بادی ببینه ..........

این هم اندر احوالات پسر کوچولوی ما وخیلی چیزهای دیگه که فرصت نوشتن ندارم گل پسرم آرزو میکنم همیشه سربلند و سلامت باشی ومن با تمام مشغله ای که دارم سعیم  بر اینه که واست کم نزارم وبتونم از عهده بزرگ کردنت خوب بر بیام خدا راشکر توی این 2 سال واقعا پسر خوبی بودی وهمه چیز خوب بوده الان هم که داری بزرگ میشی همه چیز رو درک میکنی ووقتی واست توضیح میدم مثل یه آقا پسر خوب به حرفم گوش میدی ودرک میکنی و من به این نتیجه رسیدم که خیلی خیلی بیشتر از سنت میفهمی مادر فدای اون حرف زدنت بشه که وقتی با همون زبون بچگیت صدام میزنی و وقتی خسته از سر کا ر میام و میای دستت رو دور گردنم میندازی  وسراغ بابا رو میگری و این رو میفهمی که ما 3 نفر باید همیشه با هم باشیم تمام شادیهای دنیا رو بهم میدن وخدا را هزاران بار شکر میکنم که بهترین نعمت دنیا رو به من و بابا  داده  دوستت داریمقلب

 

 

مادر فدای مهربونیهات دلبندم



تاريخ : ۳٠ آبان ۱۳٩٠ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان سمیه | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.