سلام پسر گلم میدونم خیلی کوتاهی میکنم در مورد وبت ولی چه کنم که تمام وقت منو خودت گرفتی گلم الان که دارم مینویسم شما و بابایی خوابین وساعت 17 دقیقه بامداد 5شنبه است عزیز دلم خیلی بامزه شدی مامان وخوردنی روز به روز که میگذره بیشتر عاشقت میشم وخدا رو شکر میکنم که شاهد بزرگ شدنت هستم وتو سالمی خیلی هم شیطون شدی کوچولو جیغ میکشی ذوق میکنی ومیگی که همیشه پیشت بشینمچشمکعاشق نشستنی واز اینکه بری روی شکم وغلط بزنی بدت میاد فقط منتظری یکی دستتو بگیره شما فوری گردن بلند میکنی مدت نشستن خودت به تنهایی بیشتر شده دیگه سوپ و حریره میخوری آب سیب میخوری ووقتی ما داریم ناهار میخوریم دهنت آب میفته ومن دلم میسوزه   ناراحتعاشق اون دو تا دستت هستی وتا جایی که واست امکان داره میخوری واییییی داشت یادم میرفت یه موش داری وخیلی دوستش داری وقتی بهت میگم موشی بر میگردی ونگاهش میکنی   همه دوستت دارن وکلا پسر خشرویی هستی واصلا غریبی نمیکنی خیلی کم پیش میاد در کل خیلی گلی مامان امیدوارم همشه پسر خوبی باشیماچ



تاريخ : ۱٠ تیر ۱۳۸٩ | ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان سمیه | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.