پویان عزیزم سلام مادر اینهایی که دارم مینویسم هر روز به خودت هم میگم ولی اینجا مینویسم تا به یادگار بمونهقلب

پسر گلم مرخصی مامان داره تمام میشه ومن 16تیرماه باید برم سرکار وقرار شما پیش مادر جون بمونی خیلی واسم سخته آخه من وشما خیلی وقت از هم جدا نشدیم چطوری من چند ساعت نبینمت صبح که از خواب بیدار میشی میام بالای تختت وبهت میگم صبحت بخیر عزیزم صبحت به خیرو شادی وشما واسم میخندی ومن میبوسمت دستت رو بلند میکنی یعنی من صورتمو بیارم جلو وشما دستت رو بزنی به من خیلی واسم سخته امیدوارم مادر جون و اذیت نکنی مامان دارم واست مینویسم گریه ام گرفته ولی خوب چه میشه کرد پویان خیلییییییییییی دوستت دارم  تمام زندگی منی  دیوانه وار دوستت دارم ماچماچ

عاشق این عکست هستم


 

 



تاريخ : ۱٠ تیر ۱۳۸٩ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان سمیه | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.