سلام سلام صد تا سلام و ١۵تیرماه ٨٩ منا سبتهای مختلفی داشت می خواستم خود روز ١۵ بنویسم ولی خوب به علت اینکه آقاپویان واکسن ۶ماهگی زده بود وتب داشت ومن هم که فرداش قرار بود برم سرکار وخیلی کار داشتم با تاخیر می نویسم .

١٣٨٩/۴/١۵ سه تا مناسبت داشت ١- شش ماهگی پسرم ٢- تولد همسرم ٣- سالگرد ازدواج من وبابایی که ۴ سال گذشت البته من هم خوشحال بودم هم ناراحت خوشحال چون سه تا موضوع دوست داشتنی بود وناراحت از اینکه باید گل پسر رو بزارم وبرم سرکار چه قدر زود گذشت اینگار همین دیروز بود که یهو پویان اومد دنیا بله دیگه زمان زود میگذره وقتی دنیا اومد میگفتم وای کی بزرگ میشه حالا میبینم داره تند تند قد میکشه بردمش بهداشت تا واکسن بزنن وزنش شده بود ٨٣۵٠ کیلوگرم قد ۶۶ دور سرش ۴٢/۵ همه چیزش عالی بود  ٣تا عکس از ١۵ تیر ماه پسرم اصلا حالش خوب نبود

چهارمین سالگرد ازدواج

 پایان شش ماهگی پویان



تاريخ : ۱۸ تیر ۱۳۸٩ | ۸:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان سمیه | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.