سلام به همه عزیزان با یک تاخیر نسبتا طولانی اومدم امیدوارم که تعطیلات عید به همگی خوش گذشته باشه , امسال عید رو ما با خوبی شروع کردیم وبالاخره تولد پویان رو روز سوم فروردین گرفتم که جا داره از دایی سعید وزندایی محبت تشکر مخصوص بکنم که واقعا زحمت کشیدن همه چیز خوب پیشرفت تا روز ٧/١/ که روز تولد خودم بود که متاسفانه آقا پویان بد جور مریض شد ویه ویروس شدید اومد سراغش که مارو تا ١٣/١ گرفتار کرد تب شدید وبیقراری لب به غذا نمیزد خلاصه امسال هم اینطوری شروع شد وما حتی رنگ چمن وگل وسبزه رو نتونستیم ببینیم این از ماجرای تعطیلات

آقا پوپو ما اول از دیدن داییها و بچه ها در تعجب کامل بود وطبق معمول تا روز آخر زیاد جور نشد باهاشون وهر چی من میگفتم مامان بگو دایی اون میگفت عم = عمو

بالاخره پسر ما راه رفتن رو رسما در اردیبهشت ماه شروع کرد البته گاهی اوقات هنوز دو جانبه میره ولی از حرف زدن کم نیاورده روز به روز سعی به گفتن کلمات جدید داره وکنجکاو تر از روز قبل واسه پی بردن به جهان اطراف دیگه مامان رو مواقع ضروری نمیگه هر لحضه میگه ,حمام رفتنش بهتر شده وفقط آخر حمام دوباره گریه وزاری شروع میشه وقتی ازش میپرسم پویان بریم حمام چه کارکنیم تند تند دست میکشه به تنش یعنی لیف بزنیم وقتی لقمه بهش میدم فوری میگه ممنو یعنی ممنون میگم عزیز چی داره میگه عطا = عصا وهر چیزی که بلند باشه مثل خشک کن ,ماپ فوری میگه عطا , میگم آغا جون خودکارش و کجا میزاره دست میزاره قسمت جیب لباس ماچ

وقتی اشپزی میکنم میاد پشت سرم وتندتند میگه قدا = غذا عاشق ماکارونی ,عدسی کلا غذای نونی از برنج زیاد خوشش نمیاد ماهی هم دوست داره تعداد دندانهاش هم به ١۴رسیده وداره نیشهای پایین هم درمیاره وقتی میره بیرون همه جماعت عم هستن وبا همه بای بای و بوس راه دوری میکنه . میگم سشووار چی میگه = اووووووووووو

از اعضای بدنش دیگه مو +گوش+چشم+دندان رو کاملا یاد گرفته هرچیزی ما بگیم متوجه میشه وهر چیزی رو بخوایم واسمون میاره

عاشق اینه که واسش قصه بگم فقط  قصه حسنی و قصه مندرآوردی پوپو که شامل کارهای روز مره است . خودش هم که میخواد قصه حسنی بگه میگه دد  ددد ده= توی ده شلمرود

کلمات جدید پوپو:

عطا=عصا        کلیخ=کلید         گد=گز     اینا= ازاین میخوام

قدا=غذا       نانا= آهنگ       نانا = خاله ناهید    پته = پسته

اتو=اتو       بیا با هیجان = بیا       ات   = ساعت     بوپ= توپ      

 کش= کفش         عبایی= تاب تاب عباسی   دت=دتی

خوب دیگه بریم سراغ عکسها سال تحویل و تولد ومتفرقه

(این هم سفره هفت سین امسال ما)

جناب پویان خان موقع سال تحویل چشمها ۶تا انگار نه انگار باید الان خواب باشه

این هم روز یکم فروردین

این هم تزیینات تولد پوپو طلا

 

 ایشون هم که معرف حضور هستن دریغ از یک خنده وهمه عکسها دست در ناف من نمیدونم چه علاقه ای به این نافش داره که موقع شیر خوردن,راه رفتن نشستن بهش گیر میده

این هم کیک تولد آقا پویان (سر خرس پو )

این تزیین سالاد الویه به شکل پویان با یک تفاوت که این میخنده ولی پوپو اخم

اینجا هم کادو بابا محسن رو گرفت و بی خیالتر شد نسبت به تولد

این هم کارت دعوتش بود البته چون در word تهیه شده بودنتونستم به فایل عکس تبدیل کنم ومجبور شدم عکس بگیرم که زیاد کیفیت نداره

این عکس هم آخر تولد به عنوان یادبود دادم به مهمانها

این هم فردا تولد سوار بر ماشین که خاله نانا زحمت کشید واسه پوپو کادو آورد و بادی جون که دایی سعید زحمت کشید دست همگی درد نکنه هنوز فرصت نکردم از پویان وکادوها عکس بگیرم که حتما در اولین فرصت به همین پست اضافه میکنم

بالاخره خندیدی مامان چشم نخوریا

اینجا هم عکس مریضی پوپو تمام صورتش وتنش  دونه شده بود

این هم باغ خونه خاله نانا که بچه ام یه عکس چمنی داشته باشه ازعید

پویان در حال انداختن ساک بر دوشش ومیگه دد بمیرم دیگه عادت کرده صبح به صبح با ساکش باید بره

طبق معمول در حال انداختن وسیله بین چوب تخت هر وسیله گم بشه باید یا اینجا پیدا کرد یا داخل کشو لباسیش شده مثل کلاغ

این هم آخرین عکس که پسر ماهم راه افتاد

(راستی این ظرف مایع سفید کننده نیست ما از وقتی پوپو دنیا اومده از این گلدون بیچاره بیخبریم این آب داخلش هست که هر وقت یادمون موند بهش آب بدیم البته دیگه داره گل و گلدون به تاریخ میپیوندن)

 



تاريخ : ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان سمیه | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.