سفر به شیراز

دیدارپویان وبردیا

طبق معمول مامان دیر اومد وبت رو آپ کنه جه کار کنم دیگه یا به شما مشغولم یا اینکه کامپیوترخرابه الان هم که دارم می نویسم مادرجون داره با شما بازی میکنه .

آقا پویان 23/9/89 راهی شیراز شد و با آشنایان دوباره دیدار کرد وبا آقا بردیا (پسردخترخاله مامان) دیداری نو داشت وبا هم آشنا شدن هر چند که پسر ما خیلی غریبی میکرد وهمه اش به من چسبیده بود ولی مهربونی خودش رو نشون بردیا داد واومد نازش کنه که مواجه شد با کتک زدن آقا بردیا بگم که پسر من خیلی مهربون و دل  نازک واصلا زدن بلد نیست البته اونجا در خفا 2تا آروم زد به بردیا وکلی ذوق کرده بود این هم ماجرا شیراز بقیه ماجرا به روایت تصویر:

پویان درحال تعارف کردن شیرینی به بردیا

این هم آقا بردیا با ابهت کاملا مردانه الهی خاله که اینقدر مردونه ای

بردیا گلی و2 تا دندوناش

پویان و دیبا خانم

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
مامان یکتا

سلام پاندای خاله تولد یه سالگیت رو پیشاپیش تبریک میگم ایشاا... صد و بیست ساله بشی قربونت برم که اینقدر مرد و متینی[ماچ] [ماچ][قلب][گل][ماچ]

مامان فرشته ها

سلام عزیز دل خاله تولدت مبارک قربونت برم من[هورا][قلب]جیگر منی با اون لپای خوشگلت[ماچ][بغل] ان شاالله زیر سایه بابا و مامان گلت 120 ساله بشی عزیزم[ماچ]چشم بد ازت دور باشه و تو همیشه ی زندگیت بی بلا باشی خوشگلم[ماچ]

مامان فرشته ها

مامان مهربون سلام از اینکه با شما از نزدیک آشنا شدم خیلی خیلی خوشحالم[قلب]ان شاالله فرصتهای بیشتری برای دیدارهای دوباره داشته باشیم[ماچ]میدونستم که پویان جون وبلاگ داره و قبلا هم چندین بار به وبلاگتون سر زده بودم و اونشب هم خیلی خوب پویان جون رو از صورت ماهش شناهتم ،وبلاگتون هم تو لینکهای وبلاگمون هست اما عنوان وبلاگتون یادم رفته بود[خجالت] الان مهری جون ادرستون رو برام گذاشت و دیگه تو گوگل ریدرم ثبتتونکردم تا بتونم همیشه بخونمتون[قلب] کاش پرشین بلاگ امکان جدا کردن لینکها رو هم اضافه کنه تا بتونیم یه لینک جداگونه تو وبلاگهامون برای دوستان خوزستانی اضافه کنیم تا تو شلوغ پلوغی لینکامون همدیگه رو گم نکنیم[افسوس] پیشنهادشو دادم بهشون و امیدوارم انجامش بدن

مامان بردیا

الهی که اینقده اقایی عزیزم همیشه سالم وسلامت باشی.ممنون که به بردیا شکلات تعارف میکرده بودی ولی بردیا[لبخند]

فرانک

وای خدا باورنکردنیه عزیزم