پویان ودومین سفر

پویان کوچولو ما دومین سفر خودش رو به تهران رفت در تاریخ 31/6/89 .می خواستم زودتر بیام وب پویان رو آپ کنم ولی مگه این وروجک میزاره الان هم حمام کرده وخوابیده تا من وقت کردم بیام .

روزها تند و تند دارن سپری میشن و من شاهد بزرگ شدن جیگر طلای خودم هستم خیلی بامزه شده و قلدر تهران که بود دعوا کردن رو یاد گرفت اون هم از کی از دختر داییش وقتی بهش میگم دست به چیزی نزن فوری اعتراض خودش رو نشون میده بلاخره تهران رفتن ما باعث شد که این پسر تنبل یکم به خودش بیاد وسعی کنه یه حرکتی انجام بده البته وارد ده ماهگی که شده دیگه سینه خیز میره (طفلی مثل سربازها میمونه ) به همه چیز کار داره الا اسباب بازیهاش عاشق تلفن و موبایل گل پسرم 7 تا دندون داره بمیرم واسش 3 تا رو باهم درآورد و خیلی اذیت شد. بابا رو خیلی تکرار میکنه بیا رو میگه ادا دیگه کاملا رفتن سر کار من رو متوجه شده و داره مادر جونش رو اذیت میکنه و صبحها شیر نمیخوره تا من نیام فقط غذا میخوره قربونش برم وقتی از اداره میام اگه بغلش نکنم گریه و زاری راه میندازه وتا بغل شد میخنده و تند تند بای بای میکنه یعنی دیگه بریم خونه خودمون عاشق شعر خوندن خاله ناهید ووقتی میگیم خاله چکار کنه تند تند دست میزنه یعنی  خاله بخونه من دست بزنم .

این پسمل شیطون از نون خوردن بدش میاد یعنی نون میدم دستش خیلی به ندرت میزاره دهنش جالب اینه که هر چیزی غیر از خوردنی دستش باشه یه تست میکنهخنده

خوب دیگه برم سراغ عکسهای پویان:

اول از سفر تهران شروع میکنم

پویان در پارک نهج البلاغه

پویان همراه ماهان ومهسان (دختر داییها)

پویان همراه امیررضا وپارسا (پسر داییها

بالاخره حرکت کرد مامان جون زیاد فکر نکن از این عقب تر نمیتونی بری

 

 

 عاشق اینه که لباسش رو در بیاریم وفوری شکمشو بگیره

 

مامان تو رو خدا ولم کن بزار بازی بکنم بیا اینم یه خنده زوری

 

 

 

 تاب تاب عباسی به به چه تابی    

 

 

/ 10 نظر / 19 بازدید
مامانِ یکتا

ای جونمممممممممممم خاله قربون دندونات بره چقدر مرد شدی خاله جون دلم غش رفت برای خنده هات عسیسم می بوسمت هزارتا [ماچ][بغل][ماچ]

مهديه گله

وووووووواي مادر شوهر زود باش زود باش دست بجنبون كه پسرت ديگه آقا شده . عروس هم كه حي و حاضر[وحشتناک] پويان گلي ي ي ي ي معلومه خيلي خوش ميگذره . خوب با فاميلاي مامان گرم گرفتي هااااااا. بگو كلاست رفته بالا تهروني شدي ديگهههههههه.[زبان] اونجا كه زرافه آبي دستته مثل دخملا شدي گلي [چشمک] پويان دوست دارم هزارتاااااااااا. [قلب][ماچ][ماچ][ماچ]

معصومه مامان ستایش

[گل] ماشالله هزار الله اکبر به این پسر ناز و خوشگل خدا براتون حفظش کنه مامانش براش اسفند دود کن .... من ماشالله گفتم ها [چشمک] با اجازخ وبلاگ پویان جون رو لینک میکنم شما هم اگه دوست داشتی خوشحال میشم به وبلاگ دخترم سر بزنی

مامان فرشته ها

سلام و صد سلام[قلب] هزار هزار ماشاالله به این جوجوی ناناز[بغل]خدا حفظش کنه براتون[ماچ] یادم نمیاد که قبلا به وبلاگ شما سر زدم یا نه؟[خجالت]ولی از اینکه به ما سر زدید خیلی خوشحال و ممنون هستم[قلب] شما هم اهواز زندگی میکنید؟ عکسها خیلی خیلی ناز بودن[چشمک]به خصوص اون عکسی که با بلوز قرمز از ته دل داره میخنده[بغل] با اجازه لینکتون میکنم[گل]

مامان بردیا

همین که اونجا برات پیام دتدم این صفحه هم باز شد[دست]الهی که 100تا 100تا پیام میخوای موش موش من حیف که دخمل ندارم[ناراحت]جیگر اون خنده هات بشم من که اینقده نازییییییییییییدلم میخواذ ترتیب لپات رو بدم در اولین فرصتی که ببینمت[ماچ][ماچ]

ماهان و مهسان

POOPOO جان سلام -عزيزم خوبي از وقتي كه رفتي بيشتر دلمون برات تنگ شده و سعي ميكنيم با تماشاي عكس هاي قشنگت جاي خاليتو پر مي كنيم اما باز هم لذت واقعي نداره . راستي دندون هاي جديد جوجو طلايي مبارك باشه كه حسابي بتوني غذا بخوري . موهات هم كه بلند شده حسابي بذار بلند بشن تا خاله نانا برات ببافه ! حسابي هم كه قلدر شدي بهشون بگو تازه كجاشو ديدين هنوزش ! خوب پويان عزيزمون ديگه باهات خداحافظي ميكنيم مواضب خودت باش تا ديدار بعدي خدا نگهدار

مامان بردیا

سلووووووووم به پسمل گل خاله.دخمل میخوای چشم چه مدلی باشه[نیشخند][لبخند]فقظ بعد نزنی زیرشا ما فقط برا تو دخمل میاریم[ماچ][ماچ]

علی=عجی

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام پوپو جونم![زبان]خوبیییییییییییییییییییی؟انقدر دالم برات تنگ شده ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه!!!!!!!!!!!!!!در ضمن من خیلی خوشحالم که تو من را هم صدا میزنی و هم به من با دستهای کوچولوت اشاره مکنییییییییی!پوپو جون خداحافظ تا بعد.[نیشخند][قلب][تایید]