بالاخره بعد از کلی تاخیر سلام پویان جان

 سلام گل پسرم ببخشید مامان بعد از ۴ماه اومدم سراغ وبت ویه ببخشید به همه دوستهای عزیزم که خیلی دیر کردم

داستان به دنیا آمدن پویان هم جریانی بود واسه خودش ١۵ دی ماه ١٣٨٨ بعد از ظهر دلم خیلی گرفته بود پویان گلی بابایی گفت بیا بریم بیرون اولش گفتم نه ولی بعد رفتم خلاصه من و بابایی رفتیم خرید وبعد از اینکه از فروشگاه اومدیم بیرون تو یه لگد محکم زدی و اون کیسه محافظت رو که داخلش بودی پاره کردی حسابی حول شده بودیم من و بابایی و با عجله رفتیم بیمارستان من و آماده کردن واسه اتاق عمل عمو محمد و مادرجون و مادر بزرگ و خاله ناهید هم اومده بودن من فقط نگران گل پسرم بودم و جوجو من ساعت ٢١:۵۵ شب ١۵دی ١٣٨٨ در بیمارستان نفت توسط دکتر امیرپور به دنیا اومد چه حالی داشتم وقتی صدای گریتو شنیدم و وقتی آوردن و لپتو به صورتم چسبوندن الهی من قربون اون شکل ماهت برم راستی وزنت هم ٢٨٠٠گرم بود با قد ۴٧ سانتی متر

/ 4 نظر / 15 بازدید
مامان سارا

سمیه جون مباااارک باشه لطفا عکسش را بزار[گل]

لیلی

سلام بهت تبریک میگم از گل پسرت عکس بزار بینیم روی ماهش رو نری 1 سال دیگه بیایی [بغل]